کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فرمانداری-کردن | کلماتور
معنی کلمه : فرمانداری کردن
تلفظ بین المللی :
/fˌarmɑndˈɑri kˈardan/
تلفظ :
[f,aRmAnd'ARi k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
فرمانبرداری کردن
فرماندهی کردن
فرمانداری
فرمانداری ایروان
فرمانداری های 4 گانه
فرمانداری ویژه
بحیره فرمانداری
بنی سویف فرمانداری
سوهاج فرمانداری
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
govern
(فعل)
کنترل کردن، حکومت کردن، حکمرانی کردن، تابع خود کردن، حاکم بودن، فرمانداری کردن
کلمات مرتبط
فرمانبرداری کردن
فرماندهی کردن
فرمانداری
فرمانداری ایروان
فرمانداری های 4 گانه
فرمانداری ویژه
بحیره فرمانداری
بنی سویف فرمانداری
سوهاج فرمانداری
نظرات