Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرمان بردار

تلفظ بین المللی : /fˌarmɑnbˈardɑr/ تلفظ :‌ [f,aRmAnb'ardAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • فرمان برداری
  • فرمان پیشگیری از بارداری
  • فرمانبردار
  • فرمانبرداری
  • فرمانبرداری کردن
  • فرمان
  • فرمان 1
  • فرمان 2
  • فرمان اباد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

فرمان بردار. [ ف َ مام ْ ب ُ ] (نف مرکب ) مطیع و رام و تابع. (ناظم الاطباء). مطیع. فرمان بر : میر ابواحمد محمود که میران جهان بندگانند مر او را همه فرمان بردار. فرخی .مردی سخت بخرد و فرمان بردار است . (تاریخ بیهقی ). ما جمله تابع و فرمان برداریم . (تاریخ بیهقی ). هر کس گفت فرمان بردارم و از دلهای ایشان ایزدتعالی دانست . (تاریخ بیهقی ). چاکران فرمان بردار دارکه فرمان بردار مخطی به که بی فرمان مصیب ...

فرهنگ عمید

آن‌که فرمان کسی را می‌پذیرد یا اجرا می‌کند؛ مطیع.


کلمات مرتبط

  • فرمان برداری
  • فرمان پیشگیری از بارداری
  • فرمانبردار
  • فرمانبرداری
  • فرمانبرداری کردن
  • فرمان
  • فرمان 1
  • فرمان 2
  • فرمان اباد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات