فرقتی . [ ف ُ ق َ ] (ص نسبی ) منسوب به فرقت . رجوع به فرقت شود.
فرقتی. [ ف ُ ق َ ] ( ص نسبی ) منسوب به فرقت. رجوع به فرقت شود.فرقتی.[ ف ُ ق َ ] ( اِخ ) اسمش ابوتراب بیک و از اهالی انجدان است اما در کاشان نشو و نما یافته و مشهور به کاشی شده است. وزیر سرکار مقصودبیک ، ناظر بیوتات سرکار خاصه شریفه بوده است. گویند در شعر صاحب وقوف بود. دیوانش ملاحظه شد، یکهزار...