معانی کلمه : فرقان
لغت نامه دهخدا
فرقان . [ ف ُ ] (ع اِ) ج ِ فَرْق ، به معنی رطل و پیمانه ٔ معروف مدینه .(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به فَرْق شود.
فرهنگ عمید
۱. بیست وپنجمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۷۷ آیه.
۲. قرآن.
۲. قرآن.
فرهنگ معین
(فُ رْ ) [ ع . ] ۱ - (ص . ) آن چه که حق و باطل را از هم جدا کند. ۲ - (اِ. ) قرآن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
قر آن
جداکردن، جداساختن ازهم آنچه که حق وباطل راتشخیص دهدوازهم جداکند، قر آن
۱ - ( صفت ) آنچه جدا کننده حق از باطل باشد .
جمع فرق . به معنی رطل و پیمانه معروف مدینه .
جداکردن، جداساختن ازهم آنچه که حق وباطل راتشخیص دهدوازهم جداکند، قر آن
۱ - ( صفت ) آنچه جدا کننده حق از باطل باشد .
جمع فرق . به معنی رطل و پیمانه معروف مدینه .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: forqān) (عربی) سوره بیست و پنجم از قرآن کریم دارای هفتاد و هفت آیه ؛نام دیگری برای قرآن ، آنچه جدا کنندهی حق از باطل باشد .
