Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ فرغولی

تلفظ بین المللی : /farq1ˈuːli/ تلفظ :‌ [faRq1'u:li]
لغت نامه دهخدا
  • رژیم فرمولی
  • شیر فرمولی نوزاد
  • غذای فرمولی نوزاد
  • فرغول
  • فریولی
  • فریولی ـ ونتسیا جولیا
  • فریولیایی گویش
  • فرحولیا
  • فرغلی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

فرغولی . [ ف َ ] (ص نسبی )منسوب به فرغول که از قرای دهستان است . (سمعانی ).

فرغولی. [ ف َ ] ( ص نسبی )منسوب به فرغول که از قرای دهستان است. ( سمعانی ).فرغولی. [ ف َ ] ( اِخ ) عمربن محمدبن حسن بن علی بن ابراهیم ، مکنی به ابوحفص. در دهستان متولد شد و در گرگان نشأت کرد. در نیشابور فقه آموخت و سپس تا پایان عمر در مرو زیست. ادیبی فاضل ، متکلم و از پیروان فرقه ...

کلمات مرتبط

  • رژیم فرمولی
  • شیر فرمولی نوزاد
  • غذای فرمولی نوزاد
  • فرغول
  • فریولی
  • فریولی ـ ونتسیا جولیا
  • فریولیایی گویش
  • فرحولیا
  • فرغلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات