Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرعونی

تلفظ بین المللی : /ferʔˈoni/ تلفظ :‌ [feR?'oni]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زجاج فرعونی
  • جام فرعونی
  • اشراف فرعونی
  • فرعونیه
  • اتحاد فرعونیان
  • اجل فرعونیان
  • ارتجاع فرعونیان
  • استکبار فرعونیان
  • افشای توطئه فرعونیان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فرعونی. [ ف ِ ع َ / عُو ] ( ص نسبی ) هر کس یا هر چیز که منسوب به فرعون پادشاه مصر باشد. ( یادداشت به خط مؤلف ).- فرعونی نسب ؛ فرعونی. از خاندان فرعون. به کنایت ستمگر : خصم فرعونی نسب همچون زنان دوکدان در زیر ران خواهد نمود.خاقانی. || ( حامص ) تکبر و خودبینی و خودستایی. ( ناظم الاطباء ). همچون فرعون شدن در تکبر و خودبینی. خود را چون فرعون نمایاندن : در خدای موسی و موسی گریزآب ایمان را ز فرعونی مری...

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به فرعون : سلطنت فرعونی.

کلمات مرتبط

  • زجاج فرعونی
  • جام فرعونی
  • اشراف فرعونی
  • فرعونیه
  • اتحاد فرعونیان
  • اجل فرعونیان
  • ارتجاع فرعونیان
  • استکبار فرعونیان
  • افشای توطئه فرعونیان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات