Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرسودگی

تلفظ بین المللی : /fˌarsuːdˈeɡi/ تلفظ :‌ [f,aRsu:d'egi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • فرسودگی شغلی
  • غم فرسودگی
  • علل فرسودگی بتن
  • زمین بیش فرسودنی
  • فرسودنی
  • راهنمای مسیر و فرودگاه
  • امام خمینی محوطه های باستانی فرودگاه
  • ریل بند فرسوده
  • سامانۀ ایمنی منطقۀ حرکت فرودگاه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

فرسودگی. [ ف َ دَ / دِ ] ( حامص ) فرسوده شدن. فرسوده بودن. فرسایش. رجوع به فرسوده و فرسودن شود.

فرهنگ فارسی

فرسوده شدن

مترادف و متضاد

پوسیدگی، کهنگی

خستگی، فرتوتی، واماندگی

۱. پوسیدگی، کهنگی
۲. خستگی، فرتوتی، واماندگی

frazzle (اسم)فرسودگیfatigue (اسم)رنج، فتور، خستگی، کوفتگی، فروماندگی، فرسودگی، ستوه، ماندگیexhauthorstion (اسم)خستگی، فرسودگی...

کلمات مرتبط

  • فرسودگی شغلی
  • غم فرسودگی
  • علل فرسودگی بتن
  • زمین بیش فرسودنی
  • فرسودنی
  • راهنمای مسیر و فرودگاه
  • امام خمینی محوطه های باستانی فرودگاه
  • ریل بند فرسوده
  • سامانۀ ایمنی منطقۀ حرکت فرودگاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات