کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : فرس متوسط
تلفظ بین المللی :
/fˈars mˌotevˈasset/
تلفظ :
[f'aRs m,otev'asset]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اوا و اعمال جداسازی فر اورده های محصولات توسط حیوانات بومی مشتمل بر گاو یا دیگر چارپایان را گویند
فرس
فرس اباد
فرس ابادی
فرس اعظم
فرس افگندن
فرس البحر
فرس النیل
فرس اول
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فرس متوسط. [ ف ُ س ِ م ُ ت َ وَس ْ س ِ ] ( اِخ ) زبان پهلوی است.( یادداشت به خط مؤلف ). رجوع به فارسی میانه شود.
فرهنگ فارسی
زبان پهلوی است
کلمات مرتبط
اوا و اعمال جداسازی فر اورده های محصولات توسط حیوانات بومی مشتمل بر گاو یا دیگر چارپایان را گویند
فرس
فرس اباد
فرس ابادی
فرس اعظم
فرس افگندن
فرس البحر
فرس النیل
فرس اول
نظرات