Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرتور

تلفظ بین المللی : /fˈartuːr/ تلفظ :‌ [f'aRtu:R]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • فرتورگر
  • رمزینۀ جهانی فراورده
  • زون فرورانش
  • سامانۀ پس فراوری
  • سامانۀ پیش فراوری
  • شکستگی فرورفته
  • صفحۀ فرورو
  • غذای کم فراوری شده
  • فاتور
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

فرتور. [ ف َ ت َ / تُو / ف َ ] ( اِ ) عکس. ( فرهنگ اسدی ). عکس باشد و با رابع مجهول بر وزن مخمور نیز همین معنی را دارد. ( برهان ) : بود مزدور رویت ماه جاویدچو فرتور جمال تست خورشید.شرف الدین رامی.فرتور می از قدح فتاده بر سقف سرا چو آب روشن.؟ ( از فرهنگ اسدی ).آیا این کلمه «پرتوی می » [ یا فرتو می ، به کسر واو ] نبوده و غلط خوانده شده است ؟ ( دهخدا از حاشیه برهان چ معین ). رجوع به پرتو و فرتو شود....

فرهنگ فارسی

عکس باشد و با رابع مجهول بر وزن مخمور نیز همین معنی را دارد .

دانشنامه عمومی

عکس


کلمات مرتبط

  • فرتورگر
  • رمزینۀ جهانی فراورده
  • زون فرورانش
  • سامانۀ پس فراوری
  • سامانۀ پیش فراوری
  • شکستگی فرورفته
  • صفحۀ فرورو
  • غذای کم فراوری شده
  • فاتور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات