معانی کلمه : فراوانی برخورد
فرهنگ فارسی
تعداد متوسط برخوردهای هر ذره در واحد زمان در هنگام عبور از گاز یا محیطی دیگر
فرهنگستان زبان و ادب
{collision frequency} [شیمی، فیزیک] تعداد متوسط برخوردهای هر ذره در واحد زمان در هنگام عبور از گاز یا محیطی دیگر
