معانی کلمه : فراهم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
(فَ هَ ) (ص . ) ۱ - گردآمده ، جمع شده . ۲ - اندوخته شده .
فرهنگ فارسی
ویژگی برگآذینی که در هر گره سه یا بیش از سه برگ یا ساختاری دیگر دارد متـ . چرخهای whorled
آماده و مهیا، آماده، مهیا، اندوخته شده، یکجاگرد آمده
( صفت ) ۱ - گرد آمده جمع شده ( شخص شئ ) ۲ - اندوخته شده ۳ - منقبض .
( صفت ) ۱ - گرد آمده جمع شده ( شخص شئ ) ۲ - اندوخته شده ۳ - منقبض .
مترادف و متضاد
کسب، تحصیل
آماده، حاضر، مهیا، میسر
اندوخته، جمعآوری، گردآوری
۱. آماده، حاضر، مهیا، میسر
۲. کسب، تحصیل
۳. اندوخته، جمعآوری، گردآوری
فرهنگستان زبان و ادب
{verticillate} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی برگ آذینی که در هر گره سه یا بیش از سه برگ یا ساختاری دیگر دارد
متـ . چرخه ای whorled
