معانی کلمه : فرانه
لغت نامه دهخدا
فرانه. [ ف َ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) پروانه. فرانک. فرانق. سیاه گوش. ( یادداشت به خط مؤلف ). رجوع به پروانه و فرانک شود.
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: farāne) پروانه ، فرانک ، فرانق .
اسم: فرانه (دختر) (فارسی) (تلفظ: farāne) (فارسی: فَرانه) (انگلیسی: farane)
معنی: پروانه، فرانک، فرانق
معنی: پروانه، فرانک، فرانق
