معانی کلمه : فرانسیس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: فرانسیس (پسر) (لاتین، انگلیسی) (تلفظ: faransis) (فارسی: فَرانسیس) (انگلیسی: faransis)
معنی: آزاد، رها از قید و بند، فرانسیس باکن فیلسوف بزرگ انگلیسی
معنی: آزاد، رها از قید و بند، فرانسیس باکن فیلسوف بزرگ انگلیسی
