Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرامرز

تلفظ بین المللی : /farɑmˈarz/ تلفظ :‌ [faRAm'aRz]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هاواژه نامه بختیاریکا
  • فرامرز کلا
  • فرامرز رفیع پور
  • فرامرز سلیمانی
  • فرامرز قریبیان
  • فرامرز بن محمد ابومنصور
  • فرامرز شریفی
  • فرامرز اسدی
  • فرامرز اصف
  • فرامرز اصلانی
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هاواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

فرامرز. [ ف َ م َ ] (اِخ ) ابومنصور. رجوع به کامل ابن اثیر ج 9 ص 216 و نیز رجوع به ظهیرالدین فرامرز شود.

فرامرز. [ ف َ م َ ] (اِخ ) دهی بوده است میان نهاوند و بروجرد که در سه فرسنگی شهر نهاوند قرار داشته است . (از نزهةالقلوب حمداﷲ مستوفی چ لیدن ص 171)....

دانشنامه آزاد فارسی

فَرامرزفَرامرزدر شاهنامۀ فردوسی ، پسر رستم از خالۀ کِیقُباد. در لشکری که رستم به کین خواهی سیاوش آراسته بود، پیش قراول سپاه بود. فرامرز، نخست وَرازاد شاه سِپیجاب و هزاران تورانی را از پای درآورد . سپس سُرخِه ، پسر افراسیاب ، به اسارت فرامرز درآمد و او را مانند سیاوش سربریدند. در آغاز تخت نشینی کیخسرو، فرامرز نیز همراه زال و رستم و زَوارِه حضور داشت . کیخسرو فرامرز را مأمور گشودن شهرهای هم مرز نیمر...

فرهنگ فارسی

پسر رستم پسر زال پهلوان بزرگ ایرانی . وی در بسیاری ا جنگهای ایران و توران همراه پدر شرکت داشت . کتاب فرامرز نامه شرح جنگهای وی است . پایان زندگانی این پهلوان یکی از غم انگیز ترین صحنه های داستانهای ایرانی است زیرا اسفندیار براثر استبداد رای و پافشاری برای در بند کردن رستم جهان پهلوان ایران را مجبور ساخت که او را از پای در آورد . اسفندیار بهنگام مرگ پسر خود بهمن را برستم سپرد تا او را تربیت کند و ب...

دانشنامه عمومی

فرامرز یک نام کوچک فارسی ست. افراد شاخص با این نام عبارت اند از:فرامرز اصلانی، خوانندۀ ایرانیفرامرز پسر رستم، فرامرز پسر رستم و اسطوره و پهلوان ایرانیفرامرز پایور، استاد موسیقی ایرانی، آهنگ ساز و نوازنده سنتورفرامرز قریبیان، بازیگر و کارگردان ایرانیفرامرز آصف، خوانندهٔ پاپ و قهرمان ملی ایران در ورزش دوومیدانیفرامرز صدیقی، بازیگر ایرانیفرامرز پیلارام، نقاش و خوشنویس ایرانیفرامرز رفیع پور، نویسنده و...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: farāmarz) آمرزنده (دشمن) ؛ (در اعلام) پسر رستم پسر زال پهلوان بزرگ ایرانی .

اسم: فرامرز (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: farāmarz) (فارسی: فرامرز) (انگلیسی: faramarz) معنی: آمرزنده دشمن، از پیش آمرزیده، آمرزنده ( دشمن )، ( اَعلام ) ) ( در شاهنامه ) پسر رستم، که پس از کشته شدن پدرش به کین خواهی او برخاست، شاه کابل را کشت و شغاد را به آتش کشید، بهمن پسر اسفندیار او را کشت، ) فرامرز:...

واژه نامه بختیاریکا

فِلِمرز

کلمات مرتبط

  • فرامرز کلا
  • فرامرز رفیع پور
  • فرامرز سلیمانی
  • فرامرز قریبیان
  • فرامرز بن محمد ابومنصور
  • فرامرز شریفی
  • فرامرز اسدی
  • فرامرز اصف
  • فرامرز اصلانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات