معانی کلمه : فراقی
لغت نامه دهخدا
پیاپی شد غزلهای فراقی
برآمد بانگ نوشانوش ساقی .
رجوع به فراق و فراقیه شود.
فرهنگ فارسی
منسوب به فراق آنچه درباره فراق بود : پیاپی شد غزلهای فراقی بر آمد بانگ نوشانوش ساقی .
ملا فراقی از ولایت جوین است . مردی فقیر است .
ملا فراقی از ولایت جوین است . مردی فقیر است .
