معانی کلمه : فرافکنی
فرهنگ معین
(فَ فِ کَ ) (اِمص . ) ۱ - خوی و خصلت هایی خود را ناآگاهانه به دیگران نسبت دادن . ۲ - تعارض ها و ستیزهای درونی خود را به دنیای خارج نسبت دادن .
فرهنگ فارسی
(روانشناسی) به دیگران نسبت دادن اندیشهها و احساسات ناخوشایند خود
دانشنامه عمومی
منحرف کردن افکار دیگران از فکریکه ذر ذهن دارد ویا پوشاندن واستتار افکار خود با افکار انحرافی
