کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فرار-کردن-از | کلماتور
معنی کلمه : فرار کردن از
تلفظ بین المللی :
/farˈɑr kˈardan ˈaz/
تلفظ :
[faR'AR k'aRdan 'az]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از زیر مسئولیت فرار کردن
چگونه از مجازات قتل فرار کرد
پیرمرد صدساله ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد
فرار کردن
فرار کردن با معشوق
به سرعت باد فرار کردن
وادار به فرار کردن
فرا اب کردن
فرا پشت کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
fly
(فعل)
زدن، پرواز کردن، پریدن، افراشتن، پراندن، پرواز دادن، به هوا فرستادن، گریختن از، فرار کردن از، در اهتراز بودن
کلمات مرتبط
از زیر مسئولیت فرار کردن
چگونه از مجازات قتل فرار کرد
پیرمرد صدساله ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد
فرار کردن
فرار کردن با معشوق
به سرعت باد فرار کردن
وادار به فرار کردن
فرا اب کردن
فرا پشت کردن
نظرات