معانی کلمه : فرابر
لغت نامه دهخدا
فرابر. [ ف َ ب َ ] ( اِ مرکب ) در هر میوه دو قسمت موجود است ، یکی هسته ها و دیگر فرابر که از هر طرف هسته ها را فراگرفته است. ( از گیاه شناسی گل گلاب ص 184 ).
فرهنگ عمید
آن قسمت از میوه که هسته در میان آن قرار دارد.
فرهنگ معین
(فَ بَ ) (اِ. ) در هر میوه دو قسمت موجود است : یکی هسته ، دیگری فرابر که از هر طرف هسته را فرا گرفته است .
فرهنگ فارسی
آن قسمت ازمیوه که هسته درمیان آن قراردارد
( اسم ) در هر میوه دو قسمت موجود است : یکی هسته ها دیگر فرابر که از هر طرف هسته ها را فرا گرفته است .
( اسم ) در هر میوه دو قسمت موجود است : یکی هسته ها دیگر فرابر که از هر طرف هسته ها را فرا گرفته است .
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{carrier} [مهندسی مخابرات] شرکتی که با دریافت مبلغی پیام های مخابراتی را انتقال می دهد و مسیرهای خصوصی ارتباطی ایجاد می کند
