معانی کلمه : فراء
لغت نامه دهخدا
فراء. [ ف َ ] (ع اِ) فرا. رجوع به فرا شود.
فراء. [ ف َرْ را ] (اِخ ) کوهی است در نزدیک مدینه و نزدیکی خاخ . (از معجم البلدان ).

فراء. [ ف َ ] (ع اِ) فرا. رجوع به فرا شود.
فراء. [ ف َرْ را ] (اِخ ) کوهی است در نزدیک مدینه و نزدیکی خاخ . (از معجم البلدان ).