Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فرا دید اوردن

تلفظ بین المللی : /farˈɑ dˈid ovˈordan/ تلفظ :‌ [faR'A d'id ov'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فرا دید آوردن
  • فرا دید
  • نشیب و فراز دید
  • دیو فرسا ی
  • دیو فرو بسته
  • فراخ دیده
  • فرخ دیم
  • پارسای فرخ دین
  • رفیع فر جلال الدین
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( فرا دید آوردن ) فرا دید آوردن. [ ف َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) پدید آوردن. ( یادداشت بخط مؤلف ) : ایزدتعالی آنجا روشنائی فرا دید آورد. ( تاریخ سیستان ).

فرهنگ فارسی

( فرادید آوردن ) پدید آوردن

کلمات مرتبط

  • فرا دید آوردن
  • فرا دید
  • نشیب و فراز دید
  • دیو فرسا ی
  • دیو فرو بسته
  • فراخ دیده
  • فرخ دیم
  • پارسای فرخ دین
  • رفیع فر جلال الدین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات