Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ فدومه

تلفظ بین المللی : /fodˈuːmeː/ تلفظ :‌ [fod'u:me:]
لغت نامه دهخدا
  • فحومه
  • فدامه
  • فدغمه
  • فدمه
  • فدوم
  • فدویه
  • فعومه
  • فومه
  • ایندی ده فرومه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

فدومة. [ ف ُ م َ ] (ع مص ) گنگلاج گردیدن . (منتهی الارب ). فدم بودن . (از اقرب الموارد). و رجوع به فَدم شود. || درمانده در سخن شدن . || گول و درشتخوی شدن . (منتهی الارب ). || فَدامة. (اقرب الموارد). و رجوع به فدامة شود.

( فدومة ) فدومة. [ ف ُ م َ ] ( ع مص ) گنگلاج گردیدن. ( منتهی الارب ). فدم بودن. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به فَدم شود. || درمانده در سخن...

کلمات مرتبط

  • فحومه
  • فدامه
  • فدغمه
  • فدمه
  • فدوم
  • فدویه
  • فعومه
  • فومه
  • ایندی ده فرومه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات