Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فدراسیون

تلفظ بین المللی : /fˌedrɑsˈijon/ تلفظ :‌ [f,edRAs'ijon]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • فدراسیون بین المللی ورزش های زورخانه ای
  • فدراسیون همبستگی بانوان
  • فدراسیون اروپایی اتحادیه کارگری جایگزین
  • فدراسیون استرالیا
  • فدراسیون اسکی ایران
  • فدراسیون اسکیت جمهوری اسلامی ایران
  • فدراسیون اسیایی کاراته
  • فدراسیون انقلابی ارمنی
  • فدراسیون انقلابی ارمنی در لبنان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

فدراسیون. [ ف ِ دِیُن ْ ] ( فرانسوی ، اِ ) اتحادیه چند کشور. ( حییم ). دولتی که چند ایالت با هم تشکیل دهند. ( وبستر ). || اتحاد. ( حییم ). || در تداول فارسی امروز به انجمنی اطلاق می شود که برای تنظیم و نظارت بر امور اجتماعی تشکیل گردد، و بیشتر مورد استعمال آن در کارهای ورزشی است....

فرهنگ عمید

۱. (ورزش ) سازمان یا انجمنی که برای اداره کردن رشته ای ورزشی تشکیل شود.
۲. اتحادیه ای از سندیکاهای کارگری.
۳. (سیاسی ) اتحادیه ای از چند ایالت که به صورت یک کشور اداره می شود.

فرهنگ معین

(فِ یُ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - اتحادیه ای مرکب از چند کشور یا استان . ۲ - سازمان یا انجمنی که برای ادارة یک رشته ورزشی تشکیل می شود.

دانشنامه آزاد فارسی

فِدْراسیون (federation)واحدی سیاسی متشکل از چند واحد یا دولت کوچک تر، با اختیار تصمیم گیری در زمینۀ موضوعاتی ملی از قبیل سیاست خارجی و دفاع با حکومت مرکزی. در فدراسیون دولت ها خودمختاری منطقه ای و محلی خود را تا حد زیادی حفظ می کنند. میان فدراسیون و کنفدراسیون، که اتحادیۀ سست تری از دولت ها برای یاری متقابل است، باید فرق گذاشت. برخی از نمونه های معاصر دولت های فدرال که از ۱۷۵۰ به این سو تشکیل شده ...

فرهنگ فارسی

اتحادچندکشور، اتحادچنداستان، اتحادچنددسته ازمردم، سازمان یاانجمنی که برای اداره کردن رشتهای ازورزش تشکیل شود
( اسم ) ۱ - اتحاد چند کشور و حکومت مستقل یا چند استان ( ایالت ) که در امور داخلی خود استقلال دارند و جمعا به صورت دولتی متحد در آیند ۲ - سازمانی ورزشی که اداره کننده یک رشته ورزش است : فدراسیون فوتبال فدراسیون کشتی .

دانشنامه عمومی

فدراسیون (از واژه لاتین fœdus به معنای عهد یا میثاق)فرهنگ تفسیری ایسم ها/محمد حاجی زاده.-تهران: جامه دران، 1384.الف - یا حکومت فدرال در فرهنگ سیاسی به اتحاد چند کشور یا چند ایالت، فدراسیون گفته می شود البته با این شروط:ب - در ورزش به سازمانی گفته می شود که اداره کننده یک رشته ورزشی است مثل: فدراسیون کشتی، فدراسیون فوتبال.wiki: اتحادیه های کارگری یا شرکت ها یا سازمان های غیردولتی، که به شیوه ای مان...

مترادف و متضاد

federation (اسم)
اتفاق، فدراسیون

کلمات مرتبط

  • فدراسیون بین المللی ورزش های زورخانه ای
  • فدراسیون همبستگی بانوان
  • فدراسیون اروپایی اتحادیه کارگری جایگزین
  • فدراسیون استرالیا
  • فدراسیون اسکی ایران
  • فدراسیون اسکیت جمهوری اسلامی ایران
  • فدراسیون اسیایی کاراته
  • فدراسیون انقلابی ارمنی
  • فدراسیون انقلابی ارمنی در لبنان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات