کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فداکار | کلماتور
معانی کلمه : فداکار
تلفظ بین المللی :
/fadˈɑkɑr/
تلفظ :
[fad'AkAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
خانه میرزا هادی فداکار
دهقان فداکار
مادر فداکار
تقی بن محمد فداکار ترک همدانی اصفهانی
فداکاری
با فداکاری
فداکارانه
فداکاری کردن
مستلزم فداکاری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
فداکار. [ ف ِ / ف َ ] ( ص مرکب ) آنکه خود را یا مال خویش را فدا کند. باگذشت. رجوع به فدا شود.
فرهنگ عمید
آن که جان یا مال خود را در راه دیگری فدا می کند.
فرهنگ فارسی
آن که خود را یا مال خویش را فدا کند . با گذشت .
دانشنامه عمومی
ایثارگر.
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
ازخودگذشته، ایثارگر، جانباز
devotee (اسم)پارسا، طرفدار، هواخواه، سالک، زاهد، مجاهد، فداکار، فدایی، جانسپار، مریدdevoted (صفت)فداکار، فدایی، جانسپارself-giving (صفت)فداکار، از خود گذشته...
واژه نامه بختیاریکا
دِلَک گر
کلمات مرتبط
خانه میرزا هادی فداکار
دهقان فداکار
مادر فداکار
تقی بن محمد فداکار ترک همدانی اصفهانی
فداکاری
با فداکاری
فداکارانه
فداکاری کردن
مستلزم فداکاری
نظرات