Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فداد

تلفظ بین المللی : /fadˈɑd/ تلفظ :‌ [fad'Ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فدادون
  • فداده
  • فدادین
  • رای فتادن
  • رخنه فتادن
  • روحی فداه
  • روحی فداک
  • شر و فساد
  • شور فتادن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فداد. [ ف َدْ دا ] ( ع ص ) بلند و درشت آواز. ( منتهی الارب ). و مؤنث آن فدادة است. ( اقرب الموارد ). || سخت پاسپرکننده. ( منتهی الارب ). شدیدالوطاء. ( اقرب الموارد ). || خداوند گله در صد تا هزار شتر. || متکبر. ج ، فدادون. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

بلند و درشت آواز . یا سخت پا سپر کننده .

کلمات مرتبط

  • فدادون
  • فداده
  • فدادین
  • رای فتادن
  • رخنه فتادن
  • روحی فداه
  • روحی فداک
  • شر و فساد
  • شور فتادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات