کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فخیز | کلماتور
معانی کلمه : فخیز
تلفظ بین المللی :
/fˈaxiz/
تلفظ :
[f'axiz]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
زم فیزیک
زمین ساخت فیزیک
اپی فیز
سنگ فیزیک
سینتیک فیزیکی
فاخیز
فخرز
فخیخ
فخیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فخیز. [ ف َ ] ( اِ ) آهنی باشد سرتیز که بر پاشنه ٔکفش و موزه نصب کنند. ( برهان ). ظاهراً مصحف مهمیز است. ( از حاشیه برهان چ معین ). رجوع به مهمیز شود.
فرهنگ فارسی
مهمیز، آلت فلزی که هنگام سواری برپاشنه چکمه میبندند
آهنی باشد سر تیز که بر پاشنه کفش و موزه نصب کنند . ظاهرا مصحف مهمیز است .
کلمات مرتبط
زم فیزیک
زمین ساخت فیزیک
اپی فیز
سنگ فیزیک
سینتیک فیزیکی
فاخیز
فخرز
فخیخ
فخیر
نظرات