Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فخر فارسی

تلفظ بین المللی : /fˈaxr fˈɑrsi/ تلفظ :‌ [f'axR f'ARsi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فخر
  • فخر اصفهان
  • فخر المتکلمین
  • فخر اور
  • فخر اوردن
  • فخر خلخالی
  • فخر کردن
  • فخر بناکتی
  • فخر جهان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فخر فارسی. [ ف َ رِ فا ] ( اِخ ) محمدبن ابراهیم بن احمد، مکنی به ابوعبداﷲ. طبیب و فاضل بود. به سال 622 هَ. ق. / 1225 م. درگذشت. او را در اصول کلام تصنیفاتی است. اصل وی از شیراز بود و در مصر سکونت گزید و همانجا درگذشت. ( از اعلام زرکلی ج 3 ص 841 ).

فرهنگ فارسی

محمد بن ابراهیم بن احمد مکنی به ابو عبدالله طبیب و فاضل بود . او را در اصول کلام تصنیفاتی است .

کلمات مرتبط

  • فخر
  • فخر اصفهان
  • فخر المتکلمین
  • فخر اور
  • فخر اوردن
  • فخر خلخالی
  • فخر کردن
  • فخر بناکتی
  • فخر جهان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات