Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ فحاله

تلفظ بین المللی : /fahˈɑleː/ تلفظ :‌ [fah'Ale:]
لغت نامه دهخدا
  • فحله
  • فساله
  • فساله الحدید
  • فضاله
  • فضاله چین
  • فضاله بن ایوب ازدی
  • پیر احمد فداله
  • فاله
  • فاله فاله
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

فحالة. [ ف ِ ل َ ] (ع مص ) گشنی کردن . (منتهی الارب ). ذکورة الفحولة. (اقرب الموارد). || (اِ) ج ِ فحل . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به فحل شود.

( فحالة ) فحالة. [ ف ِ ل َ ] ( ع مص ) گشنی کردن. ( منتهی الارب ). ذکورة الفحولة. ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) ج ِ فحل. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به فحل شود.

کلمات مرتبط

  • فحله
  • فساله
  • فساله الحدید
  • فضاله
  • فضاله چین
  • فضاله بن ایوب ازدی
  • پیر احمد فداله
  • فاله
  • فاله فاله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات