معانی کلمه : فجر
لغت نامه دهخدا
فجر. [ ف َ ] (اِخ ) سوره ٔ هشتادونهم از قرآن . از سوره های مکیه و شامل سی آیت است . پس از سوره ٔ غاشیه و پیش از سورة البلد قرار دارد.
فرهنگ عمید
۱. سپیدی صبح، سپیده دم.
۲. (اسم ) هشتاد ونهمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۳۰ آیه، الفجر.
* فجر کاذب: [قدیمی] = صبح * صبح کاذب
* فجر صادق: [قدیمی] = صبح * صبح صادق
۲. (اسم ) هشتاد ونهمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۳۰ آیه، الفجر.
* فجر کاذب: [قدیمی] = صبح * صبح کاذب
* فجر صادق: [قدیمی] = صبح * صبح صادق
فرهنگ معین
(فَ جْ ) [ ع . ] (اِ. )سپیدی صبح ، سپیده دم .
فرهنگ فارسی
سوره هشتاد و نهم از قر آن از سوره های مکیه و شامل سی آیت است . پس از سوره غاشیه و پیش از سوره البلد قرار دارد .
سپیدی صبح، سپیده دم، سپیدی آخرشب
( اسم ) سفیدی آخر شب روشن پگاه که سرخی آفتاب است در سیاهی شب . یا فجر اول . یا فجر کاذب . صبح کاذب . یا فجر ثانی . یا فجر صادق . صبح صادق . یا صلوه فجر . نماز بامداد دوگانه .
بخشش . یا جوانمردی
سپیدی صبح، سپیده دم، سپیدی آخرشب
( اسم ) سفیدی آخر شب روشن پگاه که سرخی آفتاب است در سیاهی شب . یا فجر اول . یا فجر کاذب . صبح کاذب . یا فجر ثانی . یا فجر صادق . صبح صادق . یا صلوه فجر . نماز بامداد دوگانه .
بخشش . یا جوانمردی
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: فجر (دختر) (عربی) (طبیعت، مذهبی و قرآنی) (تلفظ: fajr) (فارسی: فَجر) (انگلیسی: fajr)
معنی: نوری که از مدتی پیش از طلوع خورشید به زمین می تابد، سپیده ی صبح، فلق، سوره ی هشتادو نهم از قرآن کریم، دارای سی آیه
معنی: نوری که از مدتی پیش از طلوع خورشید به زمین می تابد، سپیده ی صبح، فلق، سوره ی هشتادو نهم از قرآن کریم، دارای سی آیه
مترادف و متضاد
بامداد، پگاه، سپیدهدم، سحر، صباح، صبح، طلوع، غدا، غدات، فلق
dawn (اسم)
سپیده، اغاز، سپیده دم، فجر، سحر، سحرگاه، بامداد
authorrora (اسم)
اغاز، سپیده دم، فجر، سرخی شفق، سحر
