Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فتیله کردن

تلفظ بین المللی : /fetˈileː kˈardan/ تلفظ :‌ [fet'ile: k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • فتیله ی یا پنبه ی چیزی را از گوش خود بیرون کردن یا اوردن
  • سر فتیله چرب کردن
  • فتیله پیچ کردن
  • بوسیله خط دارای فاصله کردن
  • تیله بازی کردن
  • فاصله دار کردن
  • فاصله عدسی را کم و زیاد کردن
  • فاصله گذاری کردن
  • فتیله
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فتیله کردن. [ ف َ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تافتن. مفتول کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ معین

( ~ . کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م . ) ۱ - تافتن ، تابیدن . ۲ - نام یکی از فنون کشتی .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تافتن تابیدن مفتول کردن .

کلمات مرتبط

  • فتیله ی یا پنبه ی چیزی را از گوش خود بیرون کردن یا اوردن
  • سر فتیله چرب کردن
  • فتیله پیچ کردن
  • بوسیله خط دارای فاصله کردن
  • تیله بازی کردن
  • فاصله دار کردن
  • فاصله عدسی را کم و زیاد کردن
  • فاصله گذاری کردن
  • فتیله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات