Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فتون

تلفظ بین المللی : /fˈoton/ تلفظ :‌ [f'oton]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ژاک فتون
  • ابوالحسن بن محمدطاهر فتونی عاملی اصفهانی
  • ابوالحسن شریف بن محمدطاهر فتونی نباطی عاملی
  • فتونا
  • فتونی
  • محمد مهدی فتونی
  • محمدمهدی فتونی کبیر
  • صاحب فتوت
  • طالش محله ٔ فتوک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فتون . [ ف ِ] (ع اِ) ج ِ فِتَة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

فتون . [ ف ُ ] (ع مص ) آزمودن چیزی را. (منتهی الارب ). فتنة. رجوع به فتنة شود. || به شگفت آوردن کسی را. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به فتنة شود. || در فتنه افکندن کسی را. || در فتنه افتادن . (منتهی الارب ). || خواهش زنا کردن با زن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || بی عقل و مال گردیدن ...

فرهنگ عمید

۱. در فتنه انداختن.
۲. در فتنه افتادن، مفتون شدن.

فرهنگ معین

(فُ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) در فتنه افتادن . ۲ - دل باختن . ۳ - (مص م . ) در فتنه انداختن ، به شگفت آوردن .

فرهنگ فارسی

جمع فته

کلمات مرتبط

  • ژاک فتون
  • ابوالحسن بن محمدطاهر فتونی عاملی اصفهانی
  • ابوالحسن شریف بن محمدطاهر فتونی نباطی عاملی
  • فتونا
  • فتونی
  • محمد مهدی فتونی
  • محمدمهدی فتونی کبیر
  • صاحب فتوت
  • طالش محله ٔ فتوک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات