معانی کلمه : فتوحی
لغت نامه دهخدا
فتوحی . [ ف ُ ] (ص نسبی ) نسبت است به فتوح . رجوع به فتوح شود.
فتوحی . [ ف َ ] (اِ) جامه ای که بر سینه پوشند، و به عربی آن را صُدَیر گویند. (آنندراج از نفائس اللغات ).
فرهنگ معین
( ~ . ) (اِمر. ) جامه ای که بر سینه پوشند، صدیر.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به فتوح .
