Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فترت

تلفظ بین المللی : /fˈetrat/ تلفظ :‌ [f'etRat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • دوره فترت
  • دوره های فترت
  • اهل فترت
  • پیامبران دوران فترت
  • دوره فترت وحی
  • فترتی
  • زاور فرتاش
  • صاحب فتوت
  • ایه فطرت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

فترت . [ ف َ رَ ] (ع اِ) فترة. رجوع به فترة شود.

فترت. [ ف َ رَ ] ( ع اِ ) فترة. رجوع به فترة شود.فترة. [ ف َ رَ ] ( ع اِمص ) سستی. ( منتهی الارب ). ضعف و شکستگی. ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) زمان میان دو پیامبر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || سمکه رعاده. ( فهرست مخزن الادویه ). ماهیی است در رود نیل که اگر آن را با پای بسایی در پای سستی عارض شود و تا ...

فرهنگ عمید

۱. سستی، کندی، بازماندگی، ضعف.
۲. (اسم ) [قدیمی] زمانی که حکومت یا دولتی از میان رفته و هنوز دولت دیگری به جای آن برقرار نشده.
۳. (اسم ) مدت و فاصلۀ میان دو واقعه، به ویژه مدت تعطیل مجلس شورا.

فرهنگ معین

(فَ رَ ) [ ع . فترة ] ۱ - (اِمص . ) سستی ، ضعف . ۲ - زمان بین دو نوبت تب . ۳ - مدت زمان بین ظهور دو پیامبر یا بر تخت نشستن دو پادشاه .

دانشنامه آزاد فارسی

فِتْرَت (interregnum)دو دوره در تاریخ انگلستان که ملت برای مدتی موقتاً پادشاه نداشت. اولین دورۀ فترت با اعدام چارلز اول در ۳۰ ژانویۀ ۱۶۴۹ آغاز شد و تا برقراری دوبارۀ سلطنت در ۸ مه ۱۶۶۰ ادامه یافت. دومین دورۀ فترت در زمان انقلاب شکوهمند از زمان فرار جیمز دوم در ۲۲ دسامبر ۱۶۸۸ تا به تخت نشستن مشترک ویلیام و مری در ۲۳ فوریۀ ۱۶۸۹ پدید آمد.wikijoo: فترت...

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم ) سسستی ضعف ۲ - ( اسم ) زمان میان دو پیغمبر یا دو پادشاه ۳ - زمان بین دو نوبت تب ۴ - مدت تعطیل مجلس شورای ملی و سنا ۵ - آتش سوزانی است که در بدایت حال در سالک وجود داشته باشد .

دانشنامه عمومی

فَترَت (از عربی: سستی یا کُندی) به معنی فاصله و وقفه میان دو دوره است.
محمد معین و دیگران، سرواژهٔ «فترت»، فرهنگ لغت معین.
wiki: فترت

مترادف و متضاد

سستی، ضعف

ایستایی، توقف، سکون، کندی، وقفه

۱. ایستایی، توقف، سکون، کندی، وقفه
۲. سستی، ضعف

interval (اسم)وقفه، ایست، فاصله، فرجه، مدت، فترت، خلالweakness (اسم)سستی، فتور، ضعف، ناتوانی، عیب، نقص، عجز، عدم ثبات، بی اساسی، فترت، بی بنیه گیrecess (اسم)کنار، تعطیل موقتی، گوشه، تنفس، پس زنی، باز گشت، طاقچه، تو رفتگی، فترت، تو رفتگی در دیوار، عقب نشینی، دوره فترتinterregnum (اسم)فا...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اصطلاح فترت تعبیری برای غیبت حضرت مهدی (علیه السّلام) است.فترت اسم مصدر ثلاثی مجرد «فتر»، به معنای مدت سکون و آرامش است. برای فترت و فتر در لغت عرب معانی مختلفی ذکر شده است. راغب اصفهانی، فتر و فتور را «سکون بعد از حدت» و «ضعف بعد از قوت» معنا کرده است. اصطلاح شناسی«فترت» در اصطلاح دینی، به مدت زمان بین دو پیامبر و نیز مدت کوتاهی از انقطاع وحی در دوران رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و...

کلمات مرتبط

  • دوره فترت
  • دوره های فترت
  • اهل فترت
  • پیامبران دوران فترت
  • دوره فترت وحی
  • فترتی
  • زاور فرتاش
  • صاحب فتوت
  • ایه فطرت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات