Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فتخ

تلفظ بین المللی : /fˈatx/ تلفظ :‌ [f'atx]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • فتخ ماده
  • فتخاء
  • فتخات
  • فتخه
  • فتخبت
  • فتخرجوه
  • فتخشى
  • فتخطفه
  • رای فتادن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فتخ . [ ف َ ] (ع مص ) نرم کردن انگشتان و خم کردن مفاصل انگشتان پا برای نشستن .(اقرب الموارد). سست شدن بندهای اندام و نرم و فروهشته گردیدن آن . (منتهی الارب ). || فروهشتن عقاب بالهای خود را. (اقرب الموارد) (لسان العرب ).

فتخ . [ف َ ت َ ] (ع مص ) استرخاء مفاصل و نرمی آن . (اقرب الموارد). || دراز و پهنا گشتن کف دست و پا. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || پهن ...

فرهنگ فارسی

استرخائ مفاصل و نرمی آن . دراز و پهنا گشتن کف دست و پا .

کلمات مرتبط

  • فتخ ماده
  • فتخاء
  • فتخات
  • فتخه
  • فتخبت
  • فتخرجوه
  • فتخشى
  • فتخطفه
  • رای فتادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات