Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فتات

تلفظ بین المللی : /fatˈɑt/ تلفظ :‌ [fat'At]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها
  • فتاتو
  • فتاتون
  • فتاتیهم
  • راتق و فاتق
  • رای فتادن
  • رخنه فتادن
  • سالار فاتح
  • شور فتادن
  • فات
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

فتات . [ ف ُ ] (ع اِ) ریزه و شکسته از هر چیزی . (منتهی الارب ): ماتفتت من الشی ٔ؛ ریزه ٔ نان را گویند. (اقرب الموارد). فَتات ؛ ریزه ٔ نان را گویند، و ریزه ٔ هر چیز را نیز گفته اند. (برهان ). تحقیق اینکه واژه ٔ فوق اصلاً فارسی است یا عربی ، میسر نشد.

فتات. [ ف ُ ] ( ع اِ ) ریزه و شکسته از هر چیزی. ( منتهی الارب ): ماتفتت من الشی ٔ؛ ریزه نان را گویند. ( اقرب...

فرهنگ عمید

دختر جوان.

خرده و شکستۀ چیزی؛ ریزۀ هرچیز.

دختر جوان.
خرده و شکستۀ چیزی، ریزۀ هرچیز.

فرهنگ معین

(فُ ) [ ع . فتاة ] (اِ. ) ۱ - ریزه و شکسته از هرچیز. ۲ - ریزة نان .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - ریز و شکسته از هر چیز ۲ - ریزه نان .

فرهنگ اسم ها

اسم: فتات (دختر) (فارسی) (تلفظ: fatāt) (فارسی: فَتات) (انگلیسی: fatat)
معنی: دختر جوان

کلمات مرتبط

  • فتاتو
  • فتاتون
  • فتاتیهم
  • راتق و فاتق
  • رای فتادن
  • رخنه فتادن
  • سالار فاتح
  • شور فتادن
  • فات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات