Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فانی

تلفظ بین المللی : /fˈɑni/ تلفظ :‌ [f'Ani]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • فانی اباد
  • فانی اصفهانی
  • فانی دهدار
  • فانی شدن
  • فانی طرون
  • فانی کردن
  • فانی کور
  • فانی ستاره
  • فانی و الکساندر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

فانی . (اِخ ) جلال الدین . رجوع به جلال الدین دوانی شود.

فانی. ( ع ص ) ناپاینده. ( ربنجنی ). نیست شونده. ناپایدار : اگر عقل فانی نگردد تو عقلی وگر جان همیشه بماند تو جانی.منوچهری.ما همه فانی و بقا بس تو راست ملک تعالی و تقدس تو راست.نظامی. || ( اصطلاح عرفان ) کسی را گویند که در راه شناخت حق و وصال معشوق از خود درگذرد و در معشوق فنا شود تا به او بقا پذیرد :...

فرهنگ عمید

۱. نیست شونده، ناپایدار، نابودشونده: خوش است عمر دریغا که جاودانی نیست / پس اعتماد بر این پنج روز فانی نیست (سعدی۲: ۶۳۷ ).
۲. (تصوف ) ویژگی آن که در طریقت و سلوک به مرحلۀ فنا رسیده است.

فرهنگ معین

[ ع . ] (اِفا. ) ۱ - نابود شونده ، نیست شونده . ۲ - ناپایدار، بی ثبات .

فرهنگ فارسی

نیست شونده، نابودشونده، ناپاینده، ناپایدار
( اسم ) ۱ - نیست شونده زوال پذیر نابود شونده مقابل باقی ۲ - ناپایدار بی ثبات مقابل باقی ۳ - کسی که در راه شناخت حق و وصال معشوق از خود در گذرد و در معشوق فنا شود تا بدو بقا پذیرد ۴ - پیر سالخورده . یا دار فانی . جهان مادی که ناپایدار است .

دانشنامه عمومی

فانی می تواند به موارد زیر اشاره کند:علی اصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش ایران در دولت یازدهمکامران فانی، نویسنده، مترجم، کتابدار و نسخه پژوه ایرانیعنایت فانی، مجری و سردبیر بخش فارسی بی بی سیمحسن فانیفانی دوراک، شناگرفانی بلانکرس-کون، ورزشکار زن رشتهٔ دو و میدانی اهل کشور هلندمانکجی لیمجی هاتریا ملقب به درویش فانیwiki: افشین شرکت ساختهٔ سال ۱۳۶۸ است.مجید مظفریافسانه بایگانعبدالرضا اکبریمنوچهر حامدی...

مترادف و متضاد

بی‌ثبات، زودگذر، ناپایدار

تباهی‌پذیر، زوال‌پذیر، معدوم، میرا، میرنده، هالک ≠ ابدی، باقی، جاوید

۱. تباهیپذیر، زوالپذیر، معدوم، میرا، میرنده، هالک
۲. بیثبات، زودگذر، ناپایدار ≠ ابدی، باقی، جاوید

finite (صفت)محدود، فانی، مسندیtransitory (صفت)نا پایدار، زود گذر، فانی، سپنج، بی بقاmortal (صفت)کشنده، مهلک، مرگبار، فانی، مخرب، خاکی، مردنی، مرگ اور، فناپذیر، از بین روندهfugitive (ص...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی فَانٍ: فانی - زودگذر- نابودشوندهمعنی یَنفَدُ: فانی می شود - به اتمام می رسد - تمام می شود - پایان می یابدریشه کلمه: انن (۱۸۳۵ بار)ف (۲۹۹۹ بار)ی (۱۰۴۴ بار)wikialkb: فَإِنّی...

فرهنگ فارسی ساره

زودگذر


کلمات مرتبط

  • فانی اباد
  • فانی اصفهانی
  • فانی دهدار
  • فانی شدن
  • فانی طرون
  • فانی کردن
  • فانی کور
  • فانی ستاره
  • فانی و الکساندر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات