Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فامین

تلفظ بین المللی : /fˈɑmin/ تلفظ :‌ [f'Amin]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دگرش فامینه
  • عایق فامینه ای
  • فامینه
  • فامینه ای
  • فامینک
  • فامینۀ جنسی
  • فامینی
  • بازآرایی فامینه
  • ایمنی رسوبش فامینه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فامین. ( اِخ ) دهی است به بخارا. ( منتهی الارب ). از قرای بخاراست. ( معجم البلدان ). شهری است به ماوراءالنهر از ناحیت سروشنه بر راه خجند و فرغانه و اندر وی حصاری است محکم. جایی با کشت و برزبسیار است. ( حدود العالم ). از قرار معلوم روزی شهر بوده و سپس ویران شده و از آن دهی باقی مانده است.

فرهنگ فارسی

دهی است به بخارا . از قرای بخاراست .

کلمات مرتبط

  • دگرش فامینه
  • عایق فامینه ای
  • فامینه
  • فامینه ای
  • فامینک
  • فامینۀ جنسی
  • فامینی
  • بازآرایی فامینه
  • ایمنی رسوبش فامینه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات