Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فامیلی

تلفظ بین المللی : /fˈɑmilˌi/ تلفظ :‌ [f'Amil,i]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • فامیلی کامپیوتر دیسک سیستم
  • نام فامیلی
  • ازدواج فامیلی
  • نسبت دور فامیلی
  • اب انبار فامیلی
  • توطئه فامیلی
  • دکتر فامیلی
  • دیدی و ارثیه فامیلی
  • قنات فامیلی گناباد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

فامیلی. ( ص نسبی ) منسوب به فامیل. خانوادگی. || ( ق ) بطور دسته جمعی وخانوادگی ، چنانکه گویند: فامیلی به مهمانی رفتیم.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) مربوط فامیل خانوادگی : تو مرا حبس می کنی آوخ شرم بادت ز ننگ فامیلی . ( بهار ) ۲ - به طور دسته جمعی و خانوادگی : فامیلی به مهمانی رفتیم . یا نام فامیلی . نام خانوادگی شناسنامه . توضیح احتراز از این ترکیب نیمه بیگانه اولی است .

مترادف و متضاد

relative (صفت)
نزدیک، وابسته، مربوط، نسبی، فامیلی، خودی، وابسته به نسبت یا خویشی

familial (صفت)
خانوادگی، قومی، فامیلی، مربوط به خانواده

فرهنگ فارسی ساره

خانوادگ


کلمات مرتبط

  • فامیلی کامپیوتر دیسک سیستم
  • نام فامیلی
  • ازدواج فامیلی
  • نسبت دور فامیلی
  • اب انبار فامیلی
  • توطئه فامیلی
  • دکتر فامیلی
  • دیدی و ارثیه فامیلی
  • قنات فامیلی گناباد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات