Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فامدار

تلفظ بین المللی : /fˈɑmdɑr/ تلفظ :‌ [f'AmdAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • رنگ فام دار
  • محرک فام دار
  • فرمدار
  • فام دار
  • فاقدار
  • بزرگ فرمدار
  • الفامارت
  • فاداراتم
  • فاداش
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

فامدار.( نف مرکب ) مدیون. ( یادداشت بخط مؤلف ) :
فامداران تو باشند همه شهر درست
نیست گیتی تهی از فام ده و فامگذار.
سوزنی.

فرهنگ عمید

وام دار، قرض دار، مدیون: فام داران تو باشند همه شهر دُرُست / نیست گیتی تهی از فام ده و فام گذار (سوزنی: لغت نامه: فام دار ).

فرهنگ معین

(مْ ) (ص فا. ) بدهکار، مدیون .

کلمات مرتبط

  • رنگ فام دار
  • محرک فام دار
  • فرمدار
  • فام دار
  • فاقدار
  • بزرگ فرمدار
  • الفامارت
  • فاداراتم
  • فاداش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات