Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فاقرلو

تلفظ بین المللی : /fˈɑq1erlˌuː/ تلفظ :‌ [f'Aq1eRl,u:]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی
  • لنارت فاگرلوند
  • فاقبلوا
  • فاقتلوا
  • فاقتلوهم
  • فاقرءوا
  • الفارو الویی
  • فارروز
  • فارسون
  • فارقلیط
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

فاقرلو. [ ق ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان سربند بخش سربند شهرستان اراک که در 27 هزارگزی راه عمومی واقعاست. جایی کوهستانی ، سردسیر و دارای 199 تن سکنه است. آب آنجا از قنات و چشمه تأمین میشود و محصول عمده اش غلات و انگور و شغل اهالی زراعت و قالیچه بافی است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 )....

دانشنامه عمومی

مختصات: ۳۳°۴۲′۴۶″ شمالی ۴۹°۱۴′۵۱″ شرقی / ۳۳٫۷۱۲۷۸°شمالی ۴۹٫۲۴۷۵۰°شرقی / 33.71278; 49.24750فاقرلو (شازند)، (Faqerluروستا از توابع بخش سربند شهرستان شازند در استان مرکزی ایران است.این روستا در دهستان هندودر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳90، جمعیت آن ۸۹ نفر (۲۳خانوار) بوده است.بشتر مردم در این روستا به کشاورزی مشغولند. زبان مردم این روستا ترکی و لری است. این روستا نزدیکترین ر...

کلمات مرتبط

  • لنارت فاگرلوند
  • فاقبلوا
  • فاقتلوا
  • فاقتلوهم
  • فاقرءوا
  • الفارو الویی
  • فارروز
  • فارسون
  • فارقلیط
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات