Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فافا

تلفظ بین المللی : /fˈɑfˈɑ/ تلفظ :‌ [f'Af'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ابوالعباس احمد بن محمد فافا اصفهانی
  • الفافا
  • فافاء
  • فافاری
  • فافالس
  • فافان
  • فافایس
  • فأفاء
  • فأفاءه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فافا. ( ص ) بدیع. و اصل آن واه واه یعنی وه وه بوده ( ! ) بمعنی خوب خوب ، و واو و فاء به یکدیگر تبدیل جسته اند. ( آنندراج ). چیزی بدیع و نیکو.( اوبهی ). هر چیز نیکو و غریب. ( برهان ) :
تو همی گوی شعر تا فردا
بخشدت خواجه جامه فافا.
بلجوهر ( از یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ عمید

نیکو، بدیع، زیبا، خوب: تو همی گوی شعر تا فردا / بخشدت خواجه جامهٴ فافا (بلجوهر: لغت نامه: فافا ).

فرهنگ معین

(ص . ) هر چیز خوب و بدیع و زیبا.

فرهنگ فارسی

( صفت ) چیز بدیع و نیکو .
سخن فاناک گوینده و اکثار کننده فارا .

کلمات مرتبط

  • ابوالعباس احمد بن محمد فافا اصفهانی
  • الفافا
  • فافاء
  • فافاری
  • فافالس
  • فافان
  • فافایس
  • فأفاء
  • فأفاءه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات