معانی کلمه : فاطمیه
لغت نامه دهخدا
فاطمیة. [ طِ می ی َ ] (اِخ ) فاطمیان . رجوع به فاطمیان شود.
فاطمیة. [ طِ می ی َ ] (ص نسبی ) مؤنث فاطمی . رجوع به فاطمی شود.

فاطمیة. [ طِ می ی َ ] (اِخ ) فاطمیان . رجوع به فاطمیان شود.
فاطمیة. [ طِ می ی َ ] (ص نسبی ) مؤنث فاطمی . رجوع به فاطمی شود.