کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فاطم | کلماتور
معانی کلمه : فاطم
تلفظ بین المللی :
/fˈɑtam/
تلفظ :
[f'Atam]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فاطم اباد
فاطم آباد
امدادیان فاطمه
ستی فاطمه
فائز فاطمی
فاطمه
فاطمه خاتون
فاطمه سلطان
فاطمه صغری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فاطم. [ طِ ] ( ع ص ) شتربچه از شیر بازشده. || ناقة فاطم ؛ ناقه ای که سر یک سال بچه را از وی باز کنند. || ناقه ای که بچه اش به وقت فطام رسیده باشد. ( از منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
( اسم صفت ) از شیر باز شده ( شتر بچه و مانند آن )
کلمات مرتبط
فاطم اباد
فاطم آباد
امدادیان فاطمه
ستی فاطمه
فائز فاطمی
فاطمه
فاطمه خاتون
فاطمه سلطان
فاطمه صغری
نظرات