Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ فاشرسین

تلفظ بین المللی : /fˈɑʃrasˌin/ تلفظ :‌ [f'ASRas,in]
لغت نامه دهخدا
  • فارسینج
  • فاشرستین
  • فاترسین
  • فاشرین
  • جانی فارسین
  • زمین لرزه 1336 فارسینج
  • زمین لرزه فارسینج
  • فارسینج جدید
  • الفاظ الفارسیه المعربه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

فاشرسین. [ ش َ ] ( سریانی ، اِ ) بر وزن و معنی فاترسین است که خردل و سپندِ سوختن باشد. ( برهان ). گرم و خشک است و بول و خون از مثانه و رحم براند. ورم سپرز را تحلیل کند و بادهای غلیظ را لطیف گرداند و صرع را سودمند است. ( از ترجمه صیدنه ). فاتوسین. فاترسین. فاشرین. رجوع به فاترسین شود.

کلمات مرتبط

  • فارسینج
  • فاشرستین
  • فاترسین
  • فاشرین
  • جانی فارسین
  • زمین لرزه 1336 فارسینج
  • زمین لرزه فارسینج
  • فارسینج جدید
  • الفاظ الفارسیه المعربه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات