Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فاسق

تلفظ بین المللی : /fˈɑseq1/ تلفظ :‌ [f'Aseq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • فاسق خواندن
  • فاسق گرفتن
  • فاسق خانم چترلی
  • فاسق لیدی چترلی
  • حاکمان فاسق
  • خبر فاسق
  • فاسقه
  • فاسقون
  • اصلاح فاسقان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

فاسق. [ س ِ ] ( ع ص ) زناکار. ( منتهی الارب ). تبه کار. فاجر. ( یادداشت بخط مؤلف ). || ناراست کردار. ( منتهی الارب ) : چون نیم زاهد و نیم فاسق از چه قومم ، بدانمی ای کاش.عطار.گر تو زآن فاسق ستانی داد من بر تو و داد تو خوانم آفرین.خاقانی.ج ، فاسِقون ، فُسّاق ، فَسَقة. ( اقرب الموارد ). در فارسی بصورت فاسقان جمع بسته شده است : محتسب گر فاسقان را نهی منکر میکندگو بیا کز روی نامحرم نقاب افکنده ایم.سع...

فرهنگ عمید

۱. مردی که با زن شوهردار رابطۀ جنسی دارد.
۲. (اسم، صفت ) کسی که مرتکب فسق شود، فاجر، گناهکار.

فرهنگ معین

(س ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - گناهکار، بدکار. ۲ - در فارسی به معنی مردی که با زن شوهردار رابطة نامشروع دارد.

فرهنگ فارسی

بیرون رونده ازطریق حق وصلاح، کسی که مرتکبفسق شود، فاجر، گناهکار
( اسم ) ۱ - تبهکار گنهکار ناراست کردار ۲ - مردی که با زن شوهر دار دوستی و هم صحبتی کند جمع : فساق فسقه فاسقین .

مترادف و متضاد

بدپیشه، بی‌تقوا، بی‌عفاف، بی‌ناموس، تبهکار، رفیق، رفیقه، زناکار، فاجر، فاسد، لات، معشوق، معشوقه، نابکار، ناپارسا، نادرست، نامتقی، هرزه ≠ صالح

lover (اسم)عاشق، معشوق، معشوقه، فاسق، دوستدارparamour (اسم)یار، عاشق، معشوقه، رفیقه، فاسق، موله، مولdebauthorchee (اسم)عیاش، فاسق، ادم هرزه، فاجر، فاحشه بازgoat (اسم)برج جدی، فاسق، بز، پوست بز، بزغاله، ادم شهوانی، مرد هرزهlecher (اسم)فاسق، ادم هرزهlibe...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] فاسق یعنی شخصی که آشکارا گناه می کند و عملا از تحت اطاعت و اوامر الهی خارج شده است.در صحاح جوهری آمده است: یقال فسق عن امر ربه، ای خرج، فاسق در لغت به معنای خارج است. معنای اصطلاحی فسقو در اصطلاح به معنای کسی که از امر الهی خارج شده است. بنابراین فاسق همان گناه کار است، ولی به کسی که احیانا در پنهانی گناه می کند و از کرده خود پشیمان می شود و توبه می کند، فاسق گفته نمی شود.به فرموده قرآن...

واژه نامه بختیاریکا

دُز و خیز

کلمات مرتبط

  • فاسق خواندن
  • فاسق گرفتن
  • فاسق خانم چترلی
  • فاسق لیدی چترلی
  • حاکمان فاسق
  • خبر فاسق
  • فاسقه
  • فاسقون
  • اصلاح فاسقان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات