کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فاریقون | کلماتور
معانی کلمه : فاریقون
تلفظ بین المللی :
/fˈɑriq1ˌuːn/
تلفظ :
[f'ARiq1,u:n]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فاریونا
فریقون
فسریقون
ژرار فاریزون
یواس اس فاریون
ساریقون
غاریقون
فارسون
فارسیون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فاریقون. ( معرب ، اِ ) نام درختی است. رجوع به الجماهر فی معرفة الجواهر چ حیدرآباد هند ص 45 شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) گیاهی است بی ساقه و گل که در آبهای ایستاده بلا دهنده روید . برگش مانند برگ گردو و مایل به سیاهی است و گویی غبار بر آن نشسته است .
کلمات مرتبط
فاریونا
فریقون
فسریقون
ژرار فاریزون
یواس اس فاریون
ساریقون
غاریقون
فارسون
فارسیون
نظرات