Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فاروب رمان

تلفظ بین المللی : /fˈɑruːb rˈomɑn/ تلفظ :‌ [f'ARu:b R'omAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • الفارو الویی
  • فاراب
  • فارو
  • فاروج
  • فاروز
  • فاروس
  • فاروق
  • فاروق اعظم
  • فاروق اکبر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فاروب رمان. [ رُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ریوند بخش حومه شهرستان نیشابور که در 3 هزارگزی باختر نیشابور واقع است. جلگه ای معتدل و دارای 110 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات و شغل اهالی زراعت و دادوستد در شهر نیشابور است. راه ارابه رو دارد. طایفه مهاجران سمرقندی در این ده مسکن دارند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان ریوند بخش حومه شهرستان نیشابور .

کلمات مرتبط

  • الفارو الویی
  • فاراب
  • فارو
  • فاروج
  • فاروز
  • فاروس
  • فاروق
  • فاروق اعظم
  • فاروق اکبر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات