کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : فارناسس اول
تلفظ بین المللی :
/fˈɑrnˈɑsas ˈavval/
تلفظ :
[f'ARn'Asas 'avval]
پیمایش سریع
دانشنامه آزاد فارسی
کلمات مرتبط
اندره اولیویرا فاریاس
فارناسس
فارناسس دوم
فارناس
فارناکس
فانافس ارنیون
فانافس اسقیون
فانافس حمرونیون
فرناس
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه آزاد فارسی
این معنی را بیشتر بخوانید
فارناسِس اوّل ( ـ ح ۱۵۹پ م)(Pharnaces I)فارناسِس اوّلشاهِ پونتوس، در ساحل جنوبی دریای سیاه (حک: ح ۱۸۵پ م)، پدربزرگِ مهرداد ششم. دشمنان او را وادار ساختند که بیشتر متصرفاتش را واگذار کند و فقط سینوپ برای او باقی ماند.wikijoo: فارناسس_اول...
کلمات مرتبط
اندره اولیویرا فاریاس
فارناسس
فارناسس دوم
فارناس
فارناکس
فانافس ارنیون
فانافس اسقیون
فانافس حمرونیون
فرناس
نظرات