Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فارغانه

تلفظ بین المللی : /fˈɑreq1ˌɑneː/ تلفظ :‌ [f'AReq1,Ane:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • فارغان
  • فرغانه
  • بهاءالدین فرغانه ای
  • فارغان شهر
  • فرغانه استان
  • فرغانه دره
  • فرغانه شهر
  • جبل فرغانه
  • شهر فرغانه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

فارغانه. [ رِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ، ق مرکب ) در حال فراغت و آسایش خاطر :
داشت از تیغ و تیغبازی دست
فارغانه به رود و باده نشست.
نظامی.

فرهنگ عمید

در حال فراغت و آسایش خاطر: داشت از تیغ و تیغ بازی دست / فارغانه به رود و باده نشست (نظامی: ۶۰۴ ).

کلمات مرتبط

  • فارغان
  • فرغانه
  • بهاءالدین فرغانه ای
  • فارغان شهر
  • فرغانه استان
  • فرغانه دره
  • فرغانه شهر
  • جبل فرغانه
  • شهر فرغانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات