معانی کلمه : فارس حلیمه
لغت نامه دهخدا
فارس حلیمة. [ رِ ح َ م َ ] (اِخ ) نام نهمین از ملوک معد، و او را اعور و سائح نیز گویند.
( فارس حلیمة ) فارس حلیمة. [ رِ ح َ م َ ] ( اِخ ) نام نهمین از ملوک معد، و او را اعور و سائح نیز گویند.
فرهنگ فارسی
نام نهمین از ملوک معد و او را اعور وسائح نیز گویند .
