Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ فارده

تلفظ بین المللی : /fˈɑredˌeː/ تلفظ :‌ [f'ARed,e:]
لغت نامه دهخدا
  • ذنب الفأره
  • ردیف فشرده ساز
  • شکستگی فشرده
  • شیشۀ فشرده
  • ظرفیت فشرده
  • عملگر فشرده
  • فادره
  • فاراده
  • فارجه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

فاردة. [ رِ دَ ] (ع ص ) تنها. رجوع به فارد شود. || ناقة فاردة؛ ناقه ٔ تنها چرنده . (اقرب الموارد). || سدرة فاردة؛ درخت کُنار جدا از کُنارستان . (منتهی الارب ).

( فاردة ) فاردة. [ رِ دَ ] ( ع ص ) تنها. رجوع به فارد شود. || ناقة فاردة؛ ناقه تنها چرنده. ( اقرب الموارد ). || سدرة فاردة؛ درخت کُنار جدا از کُنارستان. ( منتهی الارب )....

کلمات مرتبط

  • ذنب الفأره
  • ردیف فشرده ساز
  • شکستگی فشرده
  • شیشۀ فشرده
  • ظرفیت فشرده
  • عملگر فشرده
  • فادره
  • فاراده
  • فارجه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات